پس از يورش نيروهاي دادستاني به روزنامه ايران و مجروح شدن تعدادي از كاركنان روزنامه، يك موضوع در رسانه هاي اقتدارگرايان (اصولگرا نماها) به چشم خورد و آن اينكه برخلاف گذشته كه هر موضوع كوچكي كه به دولت مربوط مي شد، به سرعت در بوق وكرنا ميكردند، اينبار جز چند خبر هيچ بازتابي نداشته است.

نگاهي به اتهاماتي كه اين اقتدارگرايان به طرفداران دولت مي زدند، اين موضع سكوت را رمز گشايي مي كند؛ در اين مدت كه برچسپ جريان انحرافي! به همه طرفداران دولت زده شد،(اولين بار هاشمي رفسنجاني چنين واژه اي را به كار برد) يك اتهام خنده دار به طرفداران دولت زده مي شد و آن اينكه اطرافيان و طرفداران مشايي، تعدادي آدم ترسواند كه هيچ علاقه اي به دادن هزينه ندارند و تنها به دليل تطميع و پول هاي كلاني! كه به آنها داده شده است، به دور مشايي جمع شده اند.

البته مضحك بودن چنين اتهامي كه تنها به دليل فريب افكار عمومي زده شد، كاملا آشكار بود، اما واكنش نيروهاي حزب الهي روزنامه ايران، در هنگام يورش به روزنامه و در دفاع از جوانفكر و  در مقابله  با رفتار زننده نيروهاي ... صورت گرفت، خط بطلاني بود بر اتهام اقتدارگرايان چشم و گوش بسته.

http://aftabnews.ir/images/docs/000139/n00139733-r-b-002.jpg

كاركنان روزنامه ايران كه اكثرا از نيروهاي بسيجي مخلص هستند، وقتي در دفاع از سرپرست روزنامه ايران اينچنين هزينه دادند، (بطوريكه تعدادي از آنها براي ماه ها با گردني آتل بندي شده زندگي كنند) بدانند كه در مقابل هجمه به رئيس جمهور ولايي و منتخب مردم تا پاي جان مي ايستند.